کلید آزمون ادبیات ترم دوم :
سلام .
امروز فایل کلید امتحان ترم دوم ادبیات را که فاقد رمز و به صورت PDF است برای دریافت گذاشته ایم . برای دریافت اینجا را کلیک نمائید .
سلام .
امروز فایل کلید امتحان ترم دوم ادبیات را که فاقد رمز و به صورت PDF است برای دریافت گذاشته ایم . برای دریافت اینجا را کلیک نمائید .

28 اردیبهشت ماه، مصادف با روز بزرگداشت حکیم عمر خیام ، پدر رباعی ادبیات فارسی ، شاعر ، منجم و فیلسوف ایرانی .
|
|
سلام . نتایج نمرات درس آزاد ها اعلام گردیدند که در ذیل برای دریافت گذاشته ایم :
برای دریافت ، اینجا را کلیک نمائید .
رمز فایل فشرده شده : www.adabiat-farsi19.blogfa.com
25 اردیبهشت ، روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی .
سلام . برای دریافت کاربرگ شماره 11 ، اینجا را کلیک نمائید .
رمز فایل فشرده شده : www.adabiat-farsi19.blogfa.com
سلام . امروز برای شما زندگیانامه ویلیام شکسپیر را که ممکن است فردا به شکل امتیازی در آزمون بیاید ، به شکل دو فابل PDF در یک فایل فشرده قرار دادیم که رمز فایل فشرده شده : www.adabiat-farsi19.blogfa.comاست .
برای دریافت اینجا را کلیک نمائید .
شما رو نمی دونم ولی من دلم براتون خیلی تنگ شده بود.خیلی وقت بود من مطلبی به علت تنگی وقت نذاشته بودم.به هر حال من (بهراد رمضانی) را ببخشید.
به سراغ درس آزاد و لغات و تمارین آن که آقای یارندی زحمتش را کشیدندمی رویم.
درس پانزدهم
بهرام و کنیزک
شاه روزی شکار کرد پسند در بیابان پست و کوه بلند
بهرام شاه ، از پادشاهان پر قدرت ایران ، که در شکار گورخر تبحّر خاصّی داشت به رسم هر ساله قصد شکار می کند . همراه با افراد و خَدَم و حَشَم عازِم نَخجیرگاه می شود .
سواران طبق رسم شکار پادشاهان گلّه ی گور را به سمت شاه می رانند و شاه با زیرکی و تبحّر یکی پس از دیگری را بر زمین می اندازد .
***
شاه کنیزکی داشت زیبارو که دل در گِروی او سپرده ، کنیزک در سواری و شکار چُست و چابک و در نواختن ساز مُتِبَحّر بود و هنگام سفر و شکار همیشه همراه پادشاه می بود .
ساز او چنگ و ساز خسرو تیر این زدی چنگ و آن زدی نَخجیر
***
این بار بهرام متوجّه شد بر خلاف همیشه که با هر تیری که از کمان می رهاند مورد تحسین کنیزک واقع می شد ، او لب فرو بسته و به شاه و شکار شاه اهمّیّت نمی دهد؛ بهرام رو به کنیزک نموده و گفت : «امروز خاموشی گزیده و سخن نمی گویی ! حال بگو این گور را که در پیش روست چگونه شکار کنم تا تو را خوش آید ؟ می خواهی گوش و سُم او را با یک تیر به هم بدوزم ؟»
چنین نیز نمود . تیری رها کرد و گوش گور را به سُمَش گره زد . کنیزک که چنین دید رو به پادشاه نموده و گفت :
« پر کرده شهریار این کار کار پر کرده کی بود دشوار ؟ »
شاه از این سخن خشمگین و غضبناک شده و بی تأمّل فرمان قتل کنیزک را صادر نمود . سرهنگی که مأمور کشتن او شد چون زاری و التماس کنیزک را دید ، دلش به رحم آمده و او را به خدمتٞٔٔٔکاری خانه ی خود به کار گُمارد .
خانه ی سرهنگ ایوانی داشت با شصت پلّه ، کنیزک هر روز گوساله ی این خانه را در آغوش می گرفت و این پلّه ها را بالا می رفت و در ایوان به گوساله آب و علف می داد . کم کم گوساله به گاوی تبدیل گشت امّا این کار کنیزک هم چنان ادامه داشت ، به طوری که متوجّه وزن زیاد گاو نمی شد .
روزی از روزها ، بهرام شاه جهت مشورت در کاری به خانه ی سرهنگ دعوت شد و چون ایوان دارای منظره ی بسیار زیبایی بود ، وسایل پذیرایی از شاه را در آن جا مهیّا نمودند . کنیزک که از آمدن پادشاه با خبر شده بود ، از سرهنگ تقاضا نمود تا اجازه دهد در حضور شاه این گاو را در آغوش خود به ایوان آوَرَد . سرهنگ بی خبر از فکر کنیزک با خواسته ی او موافقت نمود .
هنگامی که سرهنگ و پادشاه سرگرم گفت و گو و عیش و نوش بودند ، کنیزک گاو را در آغوش گرفته و از پلّه ها بدون درنگ بالا آمد . شاه دید که زنی نَحیف و لاغر اندام ، گاوی چنین فَربِه را در بغل گرفته و به راحتی پلّه ها را بالا می آید ، گفت :
« این نه زورمندی تُست بلکه تعلیم کرده ای ز نخست
اندک اندک به سال های دراز کرده ای بر طریق ادمان ساز »
کنیزک پس از تعظیم در مقابل شاه گفت :
« بر شه غرامتیست عظۣیم گاو تعلیم و گور بی تعلیم ؟
من که گاوی بر آوردم بر بام جز به تعلیم بر نیارم نام
چه سبب چون زنی تو گوری خرد نام تعلیم کس نیارد برد ؟ »
شاه که کنیزک دل ربای خود را شناخت روبند از آن روی زیبا برگرفت و سرهنگ را پاداش فراوان نواخت ؛ از آن که فرمانِ در خشم و غضبِ او را به جا نیاورده و دوباره کنیزک را به او برگردانیده .
***
موبدان را به شرط پیش آورد ماه را در نکاح خویش آورد
برگرفته از داستان بهرام با کنیزک خویش از هفت پیکر حکیم نظامی گنجوی
برگردانده شده توسط علی یارندی
تمارین و لغات درس پانزدهم.
لغات
1- تبحّر : 2- خدم و حشم :
3- نخجیر : 4- گور :
5- چست و چابک : 6- متبحّر :
7- چنگ : 8- شهریار :
9- غضبناک : 10- محیّا :
11- عیش : 12- درنگ :
13- نحیف : 14- ادمان :
15- غرامت : 16- دل ربا :
17- موبدان : 18- نکاح :
خود ارزیابی
1- علت آن که پادشاه دستور قتل کنیزک را صادر کرد چه بود ؟
2- کنیزک در پاسخ شهریار که او راتشویق نمی کند چه گفت ؟
3- به نظر شما ، شکار گورخر توسط شاه با بردن گاو توسط کنیزک چه شباهتی به هم داشتند ؟
کار گروهی
1- سعی کنید با انتخاب شخصیت داستان این درس را به صورت نمایش اجرا کنید .
2- این داستان را در هفت پیکر نظامی یافته و آن را به کلاس بیاورید .
3- نکات آموزنده ی درس را به صورت گزارش تهیه و ارائه دهید .
نوشتن
1- داستان اشاره به چه نوع آرایه ی ادبی دارد ؟ آن را بیان و توضیح دهید .
2- یک کلمه هم خانواده « تبحّر » و یک کلمه مترادف « خَدَم » در درس پیدا کنید و بنویسید .
3- بیت زیر را به فارسی امروزی بنویسید .
پر کرده شهریار این کار کار پر کرده کی بود دشوار ؟
4- با کلمات داده شده جمله بسازید .
تعلیم : خشم :
نخجیر : شهریار :
5- در هرکدام از جملات زیر بغل به چه معناست ؟
- کنیزک گاو را بغل کرد . بغل :
- آقای راننده ؛ بغل پیاده می شود . بغل :
موفق باشید!!!!!!!!!!!!!!
سلام . حالتون خوبه ؟
امروز کاربرگ شماره 10 را به صورت منظم در قالب دو فایل PDF که فشرده شده اند ، برای شما برای دریافت گذاشته ایم . برای دریافت اینجا را کلیک نمائید .
رمز فایل فشرده شده : www.adabiat-farsi19.blogfa.com
لغات درس جدید ( درس نوزدهم ) :
مؤدّب – حیرت افزا – تشتّت آرا – اغراض – التهاب – رنجیده – انس – رجحان – طفولیّت – حبّ الوطن – رشید .
آدرس ایمیل جدید وبلاگ ادبیات فارسی : Mail@Adabiat.Net
ضمن پوزش به دلیل دیر گذاشتن کاربرگ شماره 8 .
برای ملاحظه کاربرگ شماره 8 می توانید به ادامه مطلب بروید .
| ای هدهد صبا به سبا میفرستمت | بنگر که از کجا به کجا میفرستمت |
| حیف است طایری چو تو در خاکدان غم | زین جا به آشیان وفا میفرستمت |
| در راه عشق مرحله قرب و بعد نیست | میبینمت عیان و دعا میفرستمت |
| هر صبح و شام قافلهای از دعای خیر | در صحبت شمال و صبا میفرستمت |
| تا لشکر غمت نکند ملک دل خراب | جان عزیز خود به نوا میفرستمت |
| ای غایب از نظر که شدی همنشین دل | میگویمت دعا و ثنا میفرستمت |
| در روی خود تفرج صنع خدای کن | کیینه خدای نما میفرستمت |
| تا مطربان ز شوق منت آگهی دهند | قول و غزل به ساز و نوا میفرستمت |
| ساقی بیا که هاتف غیبم به مژده گفت | با درد صبر کن که دوا میفرستمت |
| حافظ سرود مجلس ما ذکر خیر توست | بشتاب هان که اسب و قبا میفرستمت |
|
|